Una madre rusa dio a luz a una niña que pesó 7,75 kilos, más del doble del peso medio de los recién nacidos. |
jueves, 27 de septiembre de 2007
Nace bebé
miércoles, 19 de septiembre de 2007
محک زدن تاثیرات تکلم به دو زبان مختلف
کارشناسان در شهر ادینبورگ در اسکاتلند تحقیقات در مورد اثرات تکلم به دو زبان مختلف بر نحوه استفاده از زبان انگلیسی را آغاز کرده اند.
محققان دانشگاه ادینبورگ شماری داوطلب را مورد آزمایش قرار داده اند که قادرند هم به زبان انگلیسی و هم به زبانی دیگر صحبت کنند و در تحقیقات خود تلاش دارند ببینند مغز آنها زبان انگلیسی را چگونه درک و تجزیه و تحلیل می کند.
انگیزه انجام این تحقیق کشف چگونگی جمع آوری و حفظ کلمات انگلیسی در کسانی است که انگلیسی زبان مادری آنها نیست.
سارا هیوود، یکی از محققان دانشگاه ادینبورگ، می گوید: "نظریه ما این است که حتی اگر فردی غیربومی به زبان انگلیسی تسلط کامل داشته باشد، حافظه او کلمات انگلیسی را با روشی متفاوت از افراد بومی به خاطر می سپارد.
زبان یکی از اختراعات پر قدرت بشر بوده و مهارتی است که ما را به عنوان یک گونه زیستی از دیگر موجودات زنده منفک می کند و حیطه این اختراع به دنیای ارتباطات محدود نمی شود و حتی به گفته دانشمندان ممکن است قادر باشد همچون یک داروی شیمیایی از برخی عارضه های جسمانی مثل فراموشی و آلزایمر جلوگیری کند.
چندی پیش تحقیقی در کانادا نشان داد که افرادی که می توانند با تسلط کامل با دو زبان مختلف صحبت کنند و بنویسند، احتمالا هوشمندتر هستند و این هوشمندی را برای مدتی طولانی تری نیز حفظ می کنند.
104 نفر در گروه سنی 30 تا 88 سال در تحقیق دانشگاه یورک کانادا شرکت کرده بودند.
محققان این دانشگاه در جریان این مطالعه متوجه شدند که افرادی که به دو زبان مختلف تسلط کامل داشتند در مقایسه با گروهی که فقط یک زبان می دانسته است، تیزهوش تر بوده اند.
محققان کانادایی نتیجه تحقیق خود را در مجله عملی "روانشناسی و سالمندان" (Psychology and Ageing)، منتشر کردند. در این مقاله آورده شده بود که تسلط به دو زبان مختلف احتمالا از کند ذهنی ناشی از کهولت جلوگیری می کند.
این در حالی است که تحقیقات قبل از آن نیز نشان داده بود که فعال نگه داشتن مغز ممکن است مانع از ابتلا به بیماری فراموشی (Dementia)، در سنین پیری شود.
تحقیقات نشان داده است که افرادی که یک آلت موسیقی می نوازند، می رقصند یا به طور منظم مطالعه می کنند احتمالا کمتر در معرض خطر ابتلا به فراموشی قرار می گیرند.
سرگرمی های دیگر مثل حل کردن جدول متقاطع یا بازی تخته نرد نیز احتمالا به حفظ هوشمندی افراد کمک می کند.
مهارت های زبانی
تحقیقی که در دانشگاه یورک کانادا صورت گرفت بار دیگر ثابت کرد که مهارت های زبانی تاثیر مثبتی بر فعالیت مغز انسان دارد.
دکتر ایلن بیالیستوک و همکارانش در دانشگاه یورک با استفاده از آزمون های تائید شده میزان ادارک داوطلبان از مفاهیم حسی، تجربی و ذهنی را مورد آزمایش قرار دادند.
آنها دانش واژگان داوطلبان، مهارتشان در استدلال غیر بیانی و مدت زمان لازم برای آنها برای واکنش به موقعیت و موضوعی را در نظر گرفته اند.
نیمی از داوطلبان کانادایی بودند و فقط به زبان انگلیسی تسلط داشتند. نیمی دیگر از آنها هندی الاصل بودند و هم به زبان انگلیسی و هم به زبان تامیل تسلط داشتند.
اما یک نکته در همه داوطلبان مشترک بود و آن این که همگی تحصیلات دانشگاهی خود را تا مقطع کارشناسی به پایان برده بودند و به طبقه متوسط جامعه تعلق داشتند.
محققان دانشگاه یورک کانادا در جریان مطالعات خود همچنین متوجه شدند که احتمال مبتلا بودن به بیماری فراموشی ناشی از کهولت سن در میان دواطلبان "دو زبانه" کمتر بوده است.
آنها در مقاله خود آورده اند: "افراد دو زبانه در هر سن و سالی که بودند راندمان ذهنی بالاتری داشتند و در میان آنها سرعت کاهش فعالیت مغز به خاطر پیری بسیار کمتر دیده می شد. به نظر می رسد که تسلط به دو زبان مختلف به جلوگیری از ضایع شدن مغز کمک می کند."
"انجمن آلزایمر" بریتانیا از یافته های این تحقیق استقبال کرد.
پرفسور کلایو بالارد، مدیر تحقیقاتی این انجمن، گفت: "این احتمال وجود دارد که یادگیری یک زبان دیگر در اوایل کودکی، فرآیند رشد مدار عصبی را به طور مثبت تحت تاثیر قرار دهد. در هر حال، ما باید با احتیاط نتایج این تحقیق خاص را تفسیر کنیم چون در داوطلبان از ملیت های مختلف بوده اند و در نظام های آموزشی مختلفی تحصیل کرده اند."
پرفسور بالارد در پایان گفت که "همه محققان می دانند که تحصیل به طور کلی ممکن است قدرت به حفظ قدرت ادراک افراد در دوران سالمندی کمک کند."
domingo, 16 de septiembre de 2007
Puertas de entrada y salida al órgano vital
sábado, 15 de septiembre de 2007
El deshielo une dos océanos گشایش گذرگاه کشتیرانی ناحیه
Diez jerbos en el espacioمأموریت فضایی ده موش روسی شروع ش
martes, 11 de septiembre de 2007
domingo, 9 de septiembre de 2007
Jerjes- Rey Persa
Jerjes- Rey Persa
Muere en el año
El sucesor de Darío se enfrentó en el segundo año de su reinado con los rebeldes del Delta egipcio, obteniendo una contundente victoria. La provincia egipcia quedaba confiada a su hermano Aquemenes, subiendo la dureza las relaciones con los súbditos egipcios. Una vez sofocadas las revueltas, Jerjes continuó con la lucha contra los griegos. Tras la victoria ante Leónidas de Esparta y la entrada en
El paso de Termópilas
Año
Finalmente Jerjes lanzo a sus hombres a la batalla, pero tal y como habían previsto los generales griegos, lo estrecho del desfiladero, sumado la formación de falange (formación defensiva que consta de una línea de soldados juntos, con escudos para defenderse y portando lanzas de unos
Gracias al tiempo ganado por Leónidas, los griegos pudieron organizarse y prepararse, la moral persa había sido tocada y posteriormente, en las batallas de Salamina y Platea, los persas fueron derrotados por los griegos.
La heroica lucha de Leónidas en Termópilas ha pasado a la historia como ejemplo de sacrificio, valor y honor en defensa de la patria y los ideales. Posteriormente una lapida fue puesta en el lugar en que cayeron los espartanos, en ella puede leerse "Caminante, ve a Esparta y di a los espartanos, que aquí yacemos los que defendimos sus leyes".
خشایار شاه
خَشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود. داریوش پسران بسیاری داشت که بزرگترین آنها آرتابرزن بود که از دختر گئوبرو، همسر نخست داریوش بود، ولی خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کورش بود به جانشینی برگزید. خشایارشا در نبشته ای از تخت جمشید پس از ستایش از اهورامزدا و شناسایی خود، می گوید: پدر من داریوش بود. پدر داریوش گشتاسپ بود؛ پدر گشتاسپ، آرشام بود. هم گشتاسپ و هم آرشام زنده بودند که پدر من به خواست اهورامزدا شاه شد. هنگامی که داریوش شاه شد کارهای نیک بسیار کرد. داریوش پسران دیگری داشت، به خواست اهورامزدا مرا مهست آنها نهاد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت رفت، من بر گاه(تخت) پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم، کارهای نیک بسیار کردم. آنچه پدرم کرد و نیز آن چه من کردم، چیزهای دیگر را من افزودم و آنچه من و پدرم کردیم همه به خواست اهورامزدا بود پس از خاکسپاری، تاجگذاری انجام می شد. تنها نوشته ای که ازآیین تاجگذاری برجای مانده نوشته ی پلوتارک درباره ی برتخت نشستن اردشیر دوم است، وی می گویید آیین تاجگذاری از سوی مغان در پاسارگاد انجام می شد که درآن جانشین بایستی جامه ی خود را درآورد و جامه ای را که کورش پیش از شاهی بر تن می کرد بپوشد که با این کار پیوستگی دودمانی گرامی داشته می شد. شاه برای نمایاندن نشستن برتخت باج هایی که به روزگار شاهنشاه پیش بود می بخشید.
نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.
خشایارشا در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و بعد به بابل رفت و شورشهای آنجا را نیز سرکوب کرد. در این جنگ قسمت اعظم بابل ویران گشت.
خشایارشا در صدد استفاده از اختلافات داخلی یونانیان نبود و نمیخواست به این کشور حمله کند. اما اطرافیان وی از جمله مردونیه داماد داریوش شکست ماراتن را مایه سرشکستگی ایران میدانست و خشایارشا را به انتقام فرامیخواند. یونانیان مقیم دربار ایران نیز که از حکومت این کشور ناراضی بودند از خشایارشا درخواست میکردند که به یونان یورش برد. در آنزمان در یونان حکومتهای مستقلی با عنوان دولت شهر بر هریک از بلاد این کشور حکمرانی میکرد.
حمله به یونان
سرانجام خشایارشا به قصد حمله به یونان به کاپادوکیه واقع در آسیای صغیر رفت و این شهر را مرکز ستاد فرماندهی خود قرار داد. وی سه سال تمام به تجهیز سپاه مشغول شد و در نهایت سپاه بزرگی که بنا به گفته هرودوت در آن، ۴۶ گونه نژاد و قوم مختلف حضور داشتند بسیج کرد و در بهار ۴۸۰ قبل از میلاد به سوی یونان حرکت کرد. عربها، هندی ها، پارسها، مادها، سکاها، فنیقیها، مصریها و حتی ساکنان جزایر خلیج فارس نیز در این لشکرکشی حضور داشتند. البته لازم بذکر است که مورخان یونانی در مورد تعداد افراد قشون ایران در این لشکرکشی راه مبالغه نمودهاند و گاه تا پنج میلیون نفر نیز ذکر کردهاند اما بنا به نوشته سایر مورخان تعداد افراد سپاه خشایارشا پانصدهزار نفر بوده که البته همه آنها سرباز نبوده و بسیاری آشپز و ملوان و … در این ارتش خدمت مینمودند.
نبرد ترموپیل و تصرف آتن
نبرد ترموپیل یکی از نبردهای ایران و یونان است که در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در تنگهٔ ترموپیل (Thermopylae)٬ بین سپاهیان لئونیداس (Leonidas)٬ پادشاه اسپارت و سپاهيان خشایارشا هخامنشی در گرفت.
مدارك اين جنگ متأسفانه يكطرفه است زيرا هر چه ما در بارهٔ اين جنگ مىدانيم مطالبى است كه هرودوت تاريخنويس یونانی ذكر كرده است و در مدارك شرقى كلمهاى وجود ندارد و از ارقام و نوشتههاى هرودوت نيز برمىآيد كه او مطالب خود را از يونانيهاى ديگر گرفته و متأسفانه چون گفتهٔ طرف مقابل در دست نيست مدارك او همه جا گزافهگویی بلامعارض است.
رویدادهای پیش از نبرد
داریوش بزرگ در سالهای پایانی عمر خود به یونان لشکرکشی کرد. در این زمان بخش بزرگی از آسیای کوچک جزو قلمرو ایران بود. با این حال٬ تعدادی از فرمانروایان آن نواحی سر به شورش برداشته بودند. در این شورش٬ شهرهای یونانی-که مشهورترین آنها آتن و اسپارت بودند-دست داشتند. شورشیان بهمراهى يونانيان ساكن آسیای کوچک و آتنیها سارد را در محاصره گرفتند و چون سپاهى در آن نبود تسخیرش كردند. داریوش به یونان لشکرکشی کرد تا به تنبیه شورشیان بپردازد. هنگامی که سپاهیان او به آتن رسیدند٬ مردم آتن به پایداری پرداختند. در این نبرد که به نبرد ماراتن معروف است٬ آتنیها توانستند از سقوط شهرشان جلوگیری کنند. داریوش به سپاهیان دستور داد تا باز گردند. او قصد داشت سال بعد دوباره به یونان لشکرکشی کند اما بعد از مدتی درگذشت.
همزمان با روی کار آمدن خشایارشا٬ پسر و جانشین داریوش٬ خشایارشا تصمیم گرفت نقشهٔ پدر را برای حمله دوباره به یونان عملی سازد.
آغاز نبرد
در سال ۴۸۰ پیش از میلاد ، خشایارشا به یونان لشکر کشید. پس از ورود شاه ايران به نزدیکی ترموپيل٬ شاه چهار روز جنگ را عقب انداخت و روز پنجم مادیها و كیسسیها را فرستاد كه يونانيها را زنده گرفته نزد او آورند. آنها با حمله خود كارى از پيش نبردند. پس از آن پارسىها را مأمور كرد. آنان كه موسوم به جاويدانها بودند نيز نتوانستند كارى از پيش برند چه هم لاسدمونیها خوب مىجنگيدند و هم محل موافق جنگ نبود. سرانجام يكنفر يونانی ملیانی افییالت (Ephialte) پسر اوریدم (Eurydeme) بطمع پاداش بزرگ نزد خشايارشا رفت و گفت راهى است كه از آن مىتوان پيشرفت و به ترموپيل درآمد. خشايارشا با شعف بسيار پيشنهاد افییالت را پذيرفت و هیدارنس مأمور شد تا از آن راه برود چون شب دررسيد و چراغها روشن گشت پارسىها حركت كردند. اين كورهراه از رود آسپ شروع ميشد و به آلپن (Alpene) شهر اول لكريها مىرسيد. پارسىها پس از عبور از آسپ در تمام شب در كورهراه حركت كردند و در طليعه صبح به قلهٔ كوه رسيدند. در اينجا هزار فوسیدی حفاظت مىكرد و چون ايرانيان به آنها رسيدند باران تير به آنها باريدن گرفت و سرانجام آنها فرار را بر قرار ترجيح دادند. هىدارنس پس از اين فتح از قلهٔ كوه سرازير شد و به مدافعين ترموپيل حمله برد. فرمانده ترموپيل لئونيداس چون ديد كه سپاهيان او مرگ را روياروى خود مىبينند عدهاى (بقول هرودوت «سیصد تن»؟ از اسپارتیها و چهار يا پنج هزار نفر يونانی) را برداشت و به بقيه فرمان داد كه بهر كجا مىخواهند بروند. بارى بقول هرودوت تسپیانها و اهالی تب با لئونيداس ماندند.
صبح حملهٔ ايرانيان آغاز شد و با وجود مقاومت شديد اسپارتيها عاقبت لئونيداس با همه سپاهيان خود كشته شد و از ايران نيز مردمان نامى چون دو پسر داريوش آبراکوام و هیپرانت بخاك افتادند. گفتنی است خشايارشا پس از كشته شدن لئونیداس و یونانیان در ترموبیل ميان كشتگان بگردش پرداخت همينكه به جسد لئونيداس رسيد و شنيد كه او پادشاه و سردار اسپارتها بود امر كرد سر او را بريده به صلیب بکشند. اين رفتار خشايارشا میرساند كه نسبت به لئوانيداس زمانی كه او زنده بود بسيار خشمگين بود والا مرتكب چنین عملى نكوهيده نمی شد. چه ایرانیان با دشمنان خویش که با شجاعت در مقابلشان می جنگیدند با بزرگواری رفتار میکردند.
چون لشكر اسپارتى شكست خورد اهالی تب كه در جنگ شركت داشتند دست بسوى ايرانيان درازكردند و گفتند ما مجبور بوديم كه چنين بجنگيم. در همين اوان جنگهاى دريائى زياد در ناحيه ارتیمیزیوم (Artemisium) واقع شد كه سرانجامى جز غرق چند كشتى چيز ديگر نداشت و ضمناً نيز سپاهيان ايران يك يك شهرهاى سر راه خود را گشود تا به آتن سرازير شد. از زمان حركت خشايارشا از هلسپونت تا ورود او به اتیک (ناحيهاى است كه آتن در آن قرار دارد) چهار ماه طول كشيد و چون خشايارشا به آتن رسيد شهر را خالی يافت و فقط عدهاى از آتنیها به معبد آکروپولیس پناهنده شده بودند و خزانهداران آن و عدهاى از فقرا كه نتوانستند از شهر بيرون روند در شهر مانده بودند. اينها به ارگ شهر پناه بردند و آن را با چوبهایی محافظت مىكردند. پارسىها براى تسخير ارگ در تپهاى محاذى آنجا گرفتند و از آنجا تيرهاى خود را با نخهاى كتان مىپيچيدند و آتش زده بشهر مىانداختند. بدين منوال آتش بشهر روانه مىكردند و استحكامات را در مىنورديدند. مردمان آتنی در اين موارد چارهاى نداشتند جز آنكه با انداختن سنگهاى بزرگ خود را از خطر حمله كنندگان محفوظ دارند. بارى محاصره بطول انجاميد تا اينكه چند نفر از پارسىها از جایی كه بواسطهٔ استحكام طبيعى نگهبان نداشت بالا رفته داخل ارگ شدند پارسىها پس از ورود بشهر دروازهها را بازكردند و آتنىها نيز پارهاى خود را كشتند و پارهاى ديگر به معبد آکروپولیس پناه بردند و سرانجام سپاه ایران آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.
(اسپارتیها بنا بر قوانین لیکورگ فرار کردن از میدان جنگ را ننگ بزرگی میدانستند و مجازات آن اعدام بود، حتی وقتی جوانان این سرزمین به نبرد میرفتند مادرانشان به آنها میگفتند:«پسرم! بر سپر یا با سپر» یعنی یا کشته شو تا جسدت را بر روی سپرها بیاورند و یا پیروز شو و با سپر برگرد. لذا در فرار یونانیها از تنگه ترموپیل اسپارتیها برجای ماندند و پس از کشته شدنشان یونانیها بر مزار این سیصد تن نوشتند: ای رهگذر به اسپارت بگو ما در اینجا خوابیده ایم تا به قوانین کشور خود وفادار باشیم.»)
viernes, 7 de septiembre de 2007
Advierten sobre peligro de aditivos
کودکان با مواد
jueves, 6 de septiembre de 2007
miércoles, 5 de septiembre de 2007
sábado, 1 de septiembre de 2007
viernes, 31 de agosto de 2007
اتومبیل پرنده به بازار می آید
Llegó el auto voladorAgregar a mis artículos
| Llegó el auto volador | |||||||||||||||||||
| | |||||||||||||||||||
|
jueves, 30 de agosto de 2007
لاشه نهنگ هشت تنی در ساحل بندر عباس
Por una internet sin bozal
Cerf rechaza toda propuesta de control de la red de redes. Internet no debe ser el chivo expiatorio de los males de la sociedad, opinó Vint Cerf, uno de los "evangelistas" de Google y padre fundador de la red de redes. En una entrevista con BBC Radio 4, Cerf rechazó las propuestas de reforzar los mecanismos de control de los contenidos virtuales. Según dijo, la red es tan sólo un reflejo de la sociedad en que vivimos. En su opinión, cualquiera que aspire a controlar algo más de lo que es evidentemente ilegal, se coloca en terreno "resbaladizo", que puede conducir a la limitación del derecho de la libertad de expresión. "Si no es ilegal, se genera un interrogante muy interesante: ¿dónde ponemos el límite impuesto?", advirtió. Lea: "Cíber policía china, ¡no se mueva!" En el espejo Lo que vemos es reflejo de la sociedad en la que vivimos, y cuando encuentras un problema en el espejo, no arreglas el espejo, sino lo que allí se refleja
Vint Cerf Los comentarios de Cerf llegan poco después que el Partido Conservador británico propusiera limitar el acceso de los jóvenes a YouTube, donde pueden exponerse a videos de violencia extrema. Por su parte, considera que es un error pretender un divorcio de lo que se ve online y la realidad. "La mayoría del contenido en internet es contribución de los usuarios", dijo. "Por lo tanto lo que vemos es reflejo de la sociedad en la que vivimos". "Quizá sería importante que miráramos a esa sociedad en la que vivimos, y tratáramos de hacer algo con lo que está ocurriendo". "Cuando encuentras un problema en el espejo, no arreglas el espejo, sino lo que allí se refleja". Google suele retirar de circulación aquellos videos que han sido calificados de "ofensivos" por los usuarios. Pero la empresa ha sido criticada por no actuar más deprisa. Lea también: Internet bajo amenaza, advierte AI
مخالفت با درخواست قانونمند کردن اینترنت
سایت یو تیوب
آقای سرف می گوید گوگل نمی خواهد نقش سانسورچی اینترنت را عهده دار شود
وینتون جی سرف، از معاونان شرکت گوگل و یکی از پدران شبکه ای که بعدا به اینترنت معروف شد، می گوید اینترنت را نباید قربانی معضلات جامعه کرد.
وی در مصاحبه ای با بی بی سی با هرگونه کنترل شدید آنچه بر روی اینترنت گذاشته می شود مخالفت کرده است.
او می گوید اینترنت تنها بازتابی از جامعه ای است که در آن زندگی می کنیم.
آقای سرف گفته است کسانی که می خواهند مقرراتی فراتر از آنچه به وضوح غیر قانونی است، وضع کنند، خود را در "سراشیبی لغزنده ای" می اندازند که ممکن است به محدود کردن آزادی بیان منجر شود.
او افزوده است: "اگر چیزی غیرقانونی نیست، سوال جالبی مطرح می شود که در این صورت خط قرمز را کجا قرار می دهید؟"
نقطه نظرات آقای سرف در حالی مطرح می شود که در بسیاری از کشورها، دسترسی عمومی به محتویات اینترنت نگرانی هایی را ایجاد کرده است.
بازتاب در آینه
به گفته آقای سرف، به جای اعمال کنترل مرکزی (مثلا از سوی دولت ها)، بسیار بهتر است که این کار در قلب خود شبکه، جایی که کاربران آنلاین می شوند صورت گیرد.
وی به عنوان نمونه از امکان ایجاد محدودیت در جستجوگر گوگل سخن گفته که والدین می توانند از آن برای تعیین محدوده گردشگری آنلاین نوجوانان استفاده کنند.
او موکدا جدا کردن آنچه در اینترنت دیده می شود را از دنیای واقعی اشتباه می خواند چرا که "اغلب محتوای آن با مشارکت کاربرانش تولید می شود" و بنابراین "آنچه در اینترنت می بینیم، بازتابی است از جامعه ای که در آن زندگی می کنیم."
به گفته آقای سرف شاید بهتر باشد که به این جامعه نگاه کنیم و سعی کنیم مشکلاتش را حل کنیم.
او می افزاید: "وقتی مشکلی در آیینه می بینیم، آیینه را درست نمی کنیم، بلکه آن چیزی را که در آیینه بازتاب یافته، درست می کنیم."
او معتقد است "ما مجموعا به عنوان جامعه، باید با مشکلاتی که در اینترنت می بینیم برخورد کنیم، اما انکار آنچه جریان دارد، کمکی به ما نمی کند."
وینتون سرف افزود: "ما باید مستقیما با مشکلات برخورد کنیم."
شرکت گوگل قوانینی دارد که بر اساس آن، محتوایی را که از سوی کاربران نامناسب تشخیص داده شود، حذف می کند. اما همواره از این شرکت انتقاد شده که در این زمینه به اندازه کافی سریع عمل نمی کند.
miércoles, 29 de agosto de 2007
lunes, 27 de agosto de 2007
domingo, 26 de agosto de 2007
Adolescente desbloquea el iPhoneهکر نوجوان قفل آی فون را شکست
| این نوجوان 17 ساله اهل نیوجرسی 500 ساعت برای شکستن قفل آی فون وقت صرف کرده است |
خبرگزاری آسوشیتدپرس تایید کرده که جورج هوتز 17 ساله موفق شده قفل آی فون را بشکند و این گوشی را روی شبکه تی-موبایل، از رقبای شرکت آمریکایی AT&T که انحصار استفاده از آی فون را در اختیار دارد، استفاده کند.
از ماه ژوئن که این تلفن محبوب شرکت اپل وارد بازار آمریکا شده، هکرها و کارشناسان امنیت فناوری به دقت مشغول وارسی آن بوده اند تا هرگونه نقاط ضعف احتمالی این دستگاه را کشف کنند.
موضوعی که بیش از هر چیز دیگری مورد توجه آنها قرار داشته، شکستن کد و قفلی بوده است که انحصار پشتیبانی از این تلفن را در اختیار شبکه تلفنی AT&T قرار می دهد.
این هکر نوجوان می گوید که شکستن این قفل حدود دو ساعت وقت می برد و شامل مقداری لحیم کاری و کارهای نرم افزاری است.
دو شرکت اپل و AT&T هنوز در این مورد اظهارنظر نکرده اند.
کارشناسان معتقدند که پیش از عرضه آی فون به بازارهای اروپایی، شرکت اپل ممکن است هنوز فرصت کافی داشته باشد تا با اعمال اصلاحاتی در خط تولید آی فون، گوشی های جدید را از دستکاری هکرها محفوظ بدارد.
جورج هوتز می گوید برای شکستن قفل آی فون از طریق اینترنت، با چهار نفر دیگر همکاری داشته که دو نفر از آنها در روسیه هستند.
این هکر اهل نیوجرسی می گوید از ۲۹ ام ژوئن که کار روی این پروژه را آغاز کرده، ۵۰۰ ساعت وقت صرف کرده است.
او گفت: "اکنون قدم بعدی کشف روشی نرم افزاری برای شکستن این قفل است، به طوری که احتیاجی به دستکاری های سخت افزاری و لحیم کاری نباشد."
La agencia de noticias Prensa Asociada confirmó que George Hotz, de 17 años, utilizó el iPhone en T-Mobile, la red rival del único operador del teléfono en Estados Unidos, AT&T.
El pirata dijo que le tomó unas dos horas lograr lo que se conoce como "apertura" del teléfono y requirió de ciertas maniobras con varios programas de computadora.
AT&T y Apple no han comentado sobre la noticia.
Los piratas informáticos han estado escudriñando el muy publicitado teléfono de Apple con el fin de descubrir sus puntos débiles desde que salió a la venta en junio de este año.
Al tope de la lista ha figurado el descifrar el código que enlaza el teléfono a AT&T.
Copiar la Sim
Antes de que Hotz anunciara el desbloqueo en su blog, el iPhone se podía usar en redes internacionales a través de otro método, que consiste en copiar la información de la tarjeta del Módulo de Identidad del Suscriptor (SIM, por sus siglas en inglés).
Sin embargo, se necesitaba un equipo especial y el teléfono en sí no se desbloqueaba, además de que había que reprogramar cada tarjeta Sim en un iPhone particular.
Los analistas consideran que Apple aún podría tener tiempo para modificar la línea de producción de los iPhone para que los nuevos aparatos no sean vulnerables a las maniobras de los piratas informáticos antes del lanzamiento en Europa del teléfono a finales de este año.
viernes, 24 de agosto de 2007
Muy cerca de la Tierra, un equipo de astrónomos descubrió una estrella muerta, extraña y misteriosa.کشف بقایای یک ستاره سوخته در همسایگی ما در جهان
| ستارگان نوترونی پس از تمام شدن سوخت ستارگان عظیم شکل می گیرند |
این شیء، موسوم به ستاره نوترونی، با استفاده از تلسکوپ های فضایی و رصدخانه های زمینی کشف شد.
اما به نظر می رسد این یکی، که در صورت فلکی دب اصغر واقع است، فاقد برخی از مشخصه های کلیدی یافت شده در سایر ستارگان نوترونی باشد.
قرار است جزئیات این مطالعه توسط تیمی از محققان آمریکایی و کانادایی، در نشریه "استروفیزیکال" چاپ شود.
اگر این یافته تایید شود، تنها هشتمین "ستاره نوترونی منزوی" شناخته شده خواهد بود - یعنی یک ستاره نوترونی که فاقد بقایای ابرنواختری، یا یک ستاره جفت، یا تپش های رادیویی است.
این شیء به یاد شخصیت شرور فیلم "هفت دلاور"، ساخته دهه 1960 ، کالوِرا نامگذاری شده است.
نویسندگان مقاله استروفیزیکال تخمین می زنند که این شیء 250 سال نوری تا هزار سال نوری از ما فاصله داشته باشد. به این ترتیب کالورا یکی از نزدیک ترین ستارگان نوترونی به زمین است و شاید هم نزدیک ترین باشد.
وقتی عمر ستاره ای تمام می شود یکی از احتمالات، تبدیل آن به ستاره نوترونی است. وقتی سوخت ستارگانی که جرم آنها چهار تا هشت برابر خورشید است تمام می شود، در انفجاری موسوم به ابرنواختر لایه های بیرونی خود را از دست می دهند.
آنچه باقی می ماند بقایای ابرنواختر است. سپس بخش مرکزی ستاره زیر وزن خود سقوط می کند و باعث ترکیب پروتون ها و الکترون ها و تولید نوترون ها می شود. نام ستاره به همین دلیل نوترونی است.
جستجوی داده ها
رابرت راتلج از دانشگاه مکگیل در شهر مونترِئال کانادا اولین کسی بود که متوجه این شیء شد.
| بخشی از مطالعات به روی این ستاره با سوئیفت انجام شد |
وی به مقایسه کاتالوگی از 18 هزار منبع آسمانی اشعه ایکس که توسط ماهواره آلمانی-آمریکایی "روسَت" تهیه شده، با کاتالوگ اشیایی که در نور قابل رؤیت، مادون سرخ، و امواج رادیویی ظاهر شدند پرداخت.
پروفسور راتلج تشخیص داد که یکی از منابع روسَت (Rosat) به نام 1RXS J141256.0+792204 در هیچ یک از طول موج های دیگر همتایی ندارد.
سپس گروه منجمان تلسکوپ فضایی "سوئیفت" ناسا را در اوت 2006 به سوی این شیء نشانه رفت. تلسکوپ اشعه ایکس سوئیفت نشان داد آن منبع صدور اشعه ایکس همچنان وجود دارد و تقریبا همانقدر انرژی ساطع می کند. روسَت در سال های 1990 تا 1999 به گردآوری منابع آسمانی اشعه ایکس پرداخت.
رصدهای سوئیفت به گروه امکان داد موقعیت این شیء را با دقت بیشتر محاسبه کنند و معلوم شد که این به هیچ شیء شناخته شده دیگر فضایی ارتباط ندارد.
محققان سپس با تلسکوپ 1/8 متری "جمنای شمالی" در هاوائی و رصدخانه فضایی اشعه ایکس چاندار به مطالعات خود ادامه دادند.
خواص غیرعادی
اینکه کالوِرا دقیقا چه نوع ستاره نوترونی است همچنان یک معماست. به گفته دکتر راتلج، هیچ تئوری پذیرفته شده عمومی دیگری برای توضیح اشیایی مانند کالوِرا که در طیف اشعه ایکس، درخشان، اما در نور قابل رؤیت، محو، هستند وجود ندارد.
وی گفت: "یا کالورا یک نمونه غیرعادی از یک نوع شناخته شد ستاره نوترونی است، یا نوع جدیدی از ستاره نوترونی است، یعنی نخستین نمونه در نوع خود."
موقعیت کالورا یعنی فاصله زیاد آن از سطح کهکشان راه شیری نیز یک معما است. پژوهشگران بر این باورند که این شیء بقایای ستاره ای است که زمانی در سطح پرستاره کهکشان ما می زیسته و بعدا در یک ابرنواختر منفجر شده است.
کالورا برای رسیدن به موقعیت فعلی باید راه خود را به خارج از سطح کهکشان باز کرده باشد
Muy cerca de la Tierra, un equipo de astrónomos descubrió una estrella muerta, extraña y misteriosa.
El cuerpo celeste, bautizado "Calvera", podría ser la octava estrella de neutrones "aislada" descubierta hasta ahora por los científicos.
Fue nombrado en honor del "malo" de la película de vaqueros de los años 60 "Los siete magníficos".
"Las siete estrellas de neutrones descubiertas anteriormente se llamaban 'Los siete magníficos' dentro de la comunidad (científica), así que el nombre Calvera era una especie de chiste interno nuestro", afirmó el coautor del descubrimiento, Derek Fox, de la Pennsylvania State University en Estados Unidos.
El estudio, efectuado por un equipo de investigadores estadounidenses y canadienses, será publicado en la revista especializada Astrophysical Journal.
Sus autores estiman que Calvera está a una distancia de entre 250 y 1.000 años luz, lo que podría convertirla en la estrella de neutrones más cercana a la Tierra.
Misterio
Una estrella de neutrones es un remanente estelar dejado por una estrella después de agotar el combustible nuclear en su núcleo y explotar como una supernova.
La masa original de la estrella debe ser mayor que 4-8 masas solares.
El primero en descubrir Calvera fue Robert Rutledge de la Universidad de McGill en Montreal, Canadá, usando el satélite Rosat que estuvo activo entre 1990 y 1999.
El equipo apuntó el satélite Swift de la NASA en agosto de 2006 hacia el lugar donde fue había sido descubierto y vieron que la fuente todavía estaba allí.
Todavía no existe una teoría aceptada para explicar las características de objetos como Calvera que son brillantes ante los rayos X pero, por otro lado, apenas brillan ante la luz.
"O bien Calvera es un inusual ejemplo de un tipo de estrella de neutrones conocido, o bien es algún nuevo tipo de estrella de neutrones, el primero de su tipo", afirmó Rutlenge.
También es un misterio que este objeto esté ubicado en lo alto de la Vía Láctea.

